ذبيح الله صفا

408

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

چشمم كه ز غم چو ابر بهمن گريد * وز ماتم تو اشك بدامن گريد جز ما دو كسى نَبُد كه گريد بر ما * من بر تو گريستم ، كه بر من گريد ؟ 7 - فريد احول « 1 » ملك الشعرا خواجه فريد الدين اسفراينى معروف به « احول » از شاعران استاد و معروف قرن هفتم هجريست . ويرا بسبب اقامت ممتدّ در اصفهان « فريد اصفهانى » و بعلّت زاده شدن در اسفراين « فريد اسفراينى » گفته‌اند و او غير از « فريد كاتب » نويسنده و شاعر ديگرى است كه معاصر سنجر بوده و هدايت ذكر او را در ذيل عنوان « فريد خراسانى » آورده است . وى در اشعار خويش خود را « فريد » مىنامد « 2 » .

--> ( 1 ) - دربارهء احوال او رجوع شود به : * حواشى لباب الالباب طبع و تصحيح مرحوم سعيد نفيسى ص 762 - 763 * تذكرة الشعراء دولتشاه ، چاپ تهران ص 189 * آتشكدهء آذر چاپ آقاى دكتر سادات ناصرى ص 970 * تاريخ نظم و نثر در ايران از مرحوم سعيد نفيسى ص 166 * هفت اقليم امين احمد رازى نسخهء خطى * مجمع الفصحاء ج 1 ص 377 * ديوان فريد احول نسخ موجود در كتابخانهاى ايران از قبيل كتابخانهء مركزى دانشگاه و كتابخانهء آستانهء قدس رضوى ( فهرست آن كتابخانه جلد هفتم ( 1 ) ص 481 و 482 و جلد هفتم ( 2 ) ص 815 * مونس الاحرار موارد متعدد مختلف ( منقولات از اشعار فريد احول ) ( 2 ) - : فريدا فخر اگر آرى به قرآن و حديث آور * كه لاف شاعرى پيشت خرافاتست و كذابى